هم خون

می خواستم بنویسم هموطن دلم رضا نداد خواستم بنویسم

همشهری دیدم کم است نوشتم همخانه متوجه شدم خیلی کم

است. همخون من ،عزیز من خرمشهری جان من ،زمانی که

دیدم از شیر آب خانه تو گِل می آید از قلبم خون چکید

عزیز من تو ایرانی خود خودِ ایرانی و من دوستت دارم و از

تمام کسانی که راضیند تو اینطور لب تشنه و مستاصل بمانی

تا حد جهنم بیزارم .از مغزهای شسته شده که به بهانه امت

بودن تو تورا مابود کرده اند متنفرم . ازبابت شیر آب خانه ام که

آب از آن جاریست از تو شرمنده ام دعا میکنم روزی برسد

که ما ، من وتو دست در دست هم در میهنی آزاد و آباد

در بهشت خرمشهر و آبادان زندگی کنیم و بیا د آوریم

آبادان وخرمشهر زیبا را که گوئی گِل من از آن جا سرشته

/ 0 نظر / 8 بازدید