گاهی وقتها

یک صدائی خوش داستانی را از رادیو بگوش میرساند

و یا در کتاب داستانی به یک قسمت بر می خوری و

ویا در فیلمی دقایقی چیزی را نشان میدهند که تو سالها

آنرا تصور کرده ائی .آنقدر آن مطالب در ذهن تو تکرار

شده اند که تقریبا یقین پیدا کرده ائی که این لحظات

واقعا در زندگی تو اتفاق افتاده و یا حتما اتفاق خواهد افتاد

میتوان در سیلان این نوشتار و یا گفتارها قرنها زندگی

کرد و خستگی ملال آور تکرار را از تن و روح شست. خورشید

در این لحظات بانور حیات بخش خود به زیبائی میدرخشد و

یا ماه با ماهتاب نیلگونش بر سیطره هستی تو شادمان

می تابد و مسیر تمام مهربانی های جهان از قلب تو عبور

میکند .و تو با پرواز در این لحظات تا آخرین حد بشریت بالا

میروی......

/ 0 نظر / 26 بازدید