تجربه-عرف12/3

 

انعکاس عشق:

بسیاری از ما، عشق را فراتر از دوست داشتن، میدانیم. و زمانی که دوست

داشتن از حدِ قابل تصور ما، عبور میکند. میگوئیم روابطِ، عاشقانه، است ویا

فلانی عاشق است. اما اینطور نیست.

عشق، حالت والائی، در وجود بعضی از آدمهاست. که به ندرت، فرصت

 بُروزو ظهور، پیدا میکند. عشق کیفیتی است . که در ذات خود، نمی تواند به

دوستی و نزدیکی و وصال، بیانجامد. ظرفی فلزی، در روی یک شعله را

تصور کنید .ظرف، خالی است و شعله ،روشن است. هر لحظه داخل

 ظرف و محیط اطراف، داغتر میشود. کل این مجموعه، شاید بتواند

کیفیت عشق را تا حدودی، بیان کند. حالا اگر مقداری آب (وصال) به

داخل ظرف بریزیم. بسرعت، بخار میشود .و حرارت و تشنگی ظرف

بر طرف نمی شود. لذا سرنوشتِ عاشق، فقط سوختن در آتش اشتیاق

خویش، است. و هیچ معنایی ، برای تعریفِ حالتِ عاشق، کفایت نمی کند.

خلاصه ،عشق بیانگرِ رابطه بینِ دو نفر، و یا انتظارِ بوجود آمدنِ رابطه

بین آنها، نیست. هیچ عشقی به رابطه ،نمی رسد.عاشق کم کم شیدا و

 در نهایت، دیوانه میشود. تا جائی که دیگر، حتی چیزی بنام معشوقه

را هم نمی شناسد.

{در این مورد، سخن به درازا، کشید. ببخشید. به پایان آمد این دفتر

حکایت همچنان باقی}

تعریف دوستی:

بین دو انسان، میتواند کششی، ایجاد شود. که آنها را در کنارِ هم و

وابسته بهم، نگهدارد. این کشش بوسیله ریسمانهایی(احساس دوستی)

 بوجود میاید .

 بهر حال، میتوانیم مجسم کنیم. که رشته هایِ ظریف و ُروشن و زنده

 و متحرک، از قلب دو نفر، خارج شده و قلب طرفِ مقابل را، پوشانده است.

هر یک از این ریسمانها، میتوانند ناشی از، نیاز طبیعی

 همچنین، همسانیِ عقیده هاو باورها-- و یا ،شرایطِ زندگی

 و یا، ترشحِ هورمونهای جنسی، در اوجِ فعالیت ،و یا ، ناچاری

 و بیچارگی و یا ، ثروت، همراه با نیاز مندیِ طرف مقابل

باشد. وشاید مخلوطی از دو یا چند عامل، از عوامل مزبور، باشد.

منتها درجه دوستی، در نهایتِ نهایت ، تصاحب طرف مقابل

است.(ربطی به جنس ندارد).


/ 0 نظر / 11 بازدید